شیرین بیانهای مادر گلی-بخش6

دفتر سوم
"ضرب‌المثلها"
madargoli6



1- گرگ و ميش سريك جوب با هم آب مي خورن.
*جوب: جوي
كنايه از توافق كردن آدمهاي خوب با بد با همديگر

2- گرگ را گرفتن تا توبه اش بزنن گفت: ولُم كنيد گلّه رفت.
همان معنی "توبه گرگ مرگ است "را می رساند.

3- يانه رو بنداز گِل ميخ.
*گل ميخ: به ميخ
*يانه: هاون (هونگ) سنگي كه در دو اندازه بزرگ و متوسط بود
كنايه از اينكه نبايدهيچ وسيله اي دم دست كودك نوپا و كودكي كه چهاردست و پا مي رود باشد حتي هونگ سنگي.

4- براي نهادن چه سنگ و چه زر.
كنايه از اينكه هيچ چيز را با خودت به گور نمي بري

5- مثل قرآني مي مونه كه تو خونه جود گذاشتن.
*جود: یهودی
كنايه از وسيله اي كه از آن استفاده نمي شود.

6- پنبه خودُت راو مزد ور نیم داري؟
*ور نیم داری: قبول نمی کنی
كنايه از افرادي كه خودشان هم كار خودشان را قبول ندارند و كارشان معيوب و ناقص است.

7- مرغ سياه تخمُر سفيد كرده !
*تخمر: تخم مرغ
كنايه از كساني كه فكر مي كنند كارشان خيلي مهم و عالي است در حاليكه واقعا چنين نيست.

8- بونه بار، رفته آسياب؛ بونه بچه، رفته تو كوچه.
*بونه : بهانه
كنايه از كسي است كه كاري را انجام مي دهد ولي نيت و هدفش چيز ديگري غير از آن كار مي باشد.

9- ايني كه زور به نات مي كني، زور به پات كن.
*اینی که: به جای این که
*نات: صدايت
كنايه از كسي كه براي انجام عملي خودش اقدام نمي كند و دائم صدايش را بلند مي كند و به ديگران دستور مي دهد.

10- منم سلطون، پسر زايدم.!!!
*زايدم: زاييدم
كنايه از زماني است كه كاري در نزد انجام دهنده اش خيلي مهم به چشم آيد.
سلطون بعد از شش دختر، فرزند پسري به دنيا مي آورد. بستگانش مراسم حموم زايمان مفصل و پرسروصدايي برايش ترتيب مي دهند، در اين هنگام زني وارد حمام مي شود با حالت تعجب مي پرسد:" كي زاييده؟"
سلطون از خوشحالي و شعف فراواني كه داشته مي گويد:
"منم سلطون، پسر زايدم"
چندي بعد اين جمله سلطان خانم به شكل ضرب المثل بين اهالي آبادي و آباديهاي اطراف شايع مي شود .

11- به گفته باجي چي تِشنِت نيس.
*باجي چي: خواهر كوچك
*تشنت : تشنه ات
زني به اجبار، همسر مردي مي شود. زن علاقه اي به مرد نداشت وبه همين خاطر از او حرف شنوي نداشت. روزي مرد خسته و كوفته از صحرا (مزرعه) به خانه مي آيد و از زن درخواست يك ليوان آب مي كند ولي زن به حرف مرد گوش نمي دهد.
مرد مي گويد: مي گم يه ليون اُ بده به من
زن: تشنت نيس
مرد: از كجا معلوم كه من تشنم نيس؟
زن: اگه تشنه بودي، رُک مي شدي (بلند می شدی) خودُت مي خوردي.
بعدها اين گفتگوي زن با همسرش به صورت نقل قول و در قالب ضرب المثل بين اهالي رواج پيدا مي كند و در مواردي كه فردي ادعايي مي كند كه صحتي ندارد به كار برده مي شود.

12- خودُم گَر، شووَرُم گَر، پسرُم گَر، به خُنِم ميارم يك گر ديگر.
*شوورم: شوهرم
*خُنِم: خانه ام
زني بود كه كچل بود ، نه تنها خودش بلكه پسرو شوهرش هم كچل بودند؛ از قضا عروسي هم كه نصيب پسرش ميشود كچل است.
در قديم رسم بود كه به هنگام ورود عروس به خانه داماد در شب عروسي برايش ابياتي را مي خواندند كه به اسم "رَبّاعي" معروف بود و معمولا نوعی تمحید و تمجيد از عروس محسوب می شد. و اين زن تنها مدح و تمجيدي كه به هنگام ورود عروسش به ذهنش می رسد اين بود كه بگوید:
"خودم گر، شوهرم گر، پسرم گر، به خونم ميارم يك گر ديگر"

13- بادي به بادُش .
جاييكه كه انسان احتمال زياد مي دهد ضرر ببيند ولي باز هم اقدام به انجام كار مي كند همان معني "هر چه باداباد "يا "جهنم و ضرر " را مي دهد.

14- شير از علفه و مِسكه از ماست.
*مسكه: كره
کنایه از اینکه هركاري نتيجه اي خاص دارد، هرچيزي اقتضاي خاصي دارد.
همان معني "گندم از گندم، جو ز جو" را مي رساند

15- نونتو بزا اُفتو خودُت بیشين سايه.
*افتو: آفتاب
خطاب به شخصی که پولدار، ولی بيمار و ناتوان است.
يعني كسي به هواي برداشتن نان تو(استفاده از داراي تو) مي آيد و به امورت رسيدگي مي كند و كارهايت را انجام مي دهد.

16- آدم كم طالَح اگه مسجد آينه بسازه يا طاق فرو ريزه يا قبله كج آيه.
*كم طالح: كم شانس
كنايه از انسانهاي كم شانس كه دست به هر كاري زنند آن كار خراب مي شود.

17- كاچي مفتي، كشكُش كمه؟!!
كنايه از عيب و ايراد گرفتن بي خودي به چيزهاي مجاني.
همان معنی "دندون اسب پیشکشی رو نمی شمارند "را می رساند.

18- سَحَل و سِلام.
*سحل: سحر
خطاب به كسي كه شب، ديروقت به شب نشيني مي آید.

19- بلال كه مرد، اِنگاری اذان گفتن كه نكردند!!!
*انگار كردن: ترك كردن، از ياد بردن

20- اگر خروس نخونه، صبح نیم شه؟!
*نیم شه: نمی شود

21- بي روغن، پلوست!!!

22- ابريشُم تاب داده، حسني كه خدا داده!!!
21و22- كنايه از كسي كه زيبايي اش از آرايش كردن و مصنوعي نیست.

23- مثل قلاغ، پی گردو تو سايه مي گرده.
*قلاغ: کلاغ
*پی: دنبال
كلاغ گردوهايش را در گودالي در سايه پنهان مي كند و مي رود. وقتي بر مي گردد سايه ازروي گودال جمع شده و عقب تر رفته است ولي كلاغ درمحلي كه الان سايه هست به دنبال گردوهايش مي گردد.
اين ضرب المثل كنايه از افراد فراموش كار است كه گيج بازي در مي آورند و چيزي را قايم مي كند ولي بعد خودشان نمي توانند آن را پيدا كنند.

24- جمعه عاشقي، شنبه فارقي!!!
كنايه از افرادي كه حال و وضع روحي ثابتي ندارند.

25- زورت به خر نیم رَسه، چسبيدي به پالون!!!

26- تلافي غوره را، تو دل كوره در مياري!!!
*كوره: فرد نابينا
كنايه از كسي كه مورد ظلم واقع شده ولي دق دلي خودش را سر فرد بي گناه ديگري خالي مي كند.

27- سبو که نو هس آب يخ مي كنه
*سبو:‌كوزه آب
وقتي كسي ازتازه عروسش تعريف مي كرد و مي گفت كه عروسم فلان كار خوب را انجام داد و ... اين ضرب المثل را بيان مي كردند.

28- اگر پَسگويي نكنم.
*پسگويي: جواب دادن
وقتي زني عروس جديدي مي گرفت: مردم از او مي پرسيدند: عروست خوب هست؟
زن در جواب مي گفت:‌ اگر پس گويي نكنم
يعني اگر در مقابل عروسم سكوت كنم و با او جرو بحث نكنم بله عروس خوبي هست.

29- حلّاج گرگ بوديم.
حلاجي مي خواست براي حلاجي به ده مجاور برود در بين راه به گرگي مي رسد. حلاج شروع مي كند به چَك زدن به كمان. گرگ از صداي چك بركمان خوشش مي آيد و بي حركت مي نشيند و حلاج را نگاه مي كند..
حلاج همين طور ادامه مي دهد تا اينكه هوا تاريك مي شود و با استفاده از تاريكي فرار مي كند وقتي به خانه مي رسد همسرش مي پرسد: امروز چقدر مزد گرفتي؟
حلاج مي گويد: امروز حلاج گرگ بودم.
کنایه از کار بی نتیجه

30- توسامون خودش راه مي ره.
*تو:‌داخل
*سامون: حد و مرز بين دو قطعه زمين كشاورزي
كنايه از كسي كه آزاري به ديگران نمي رساند و حدو مرز خودش را رعايت مي كند.

31- مادر كه نيست بايد با زن بابا ساخت.
كنايه از كنار آمدن با شرايط سخت

32- شكر در باغ هس غوره هم هس
زلیخا هس، قمر کوره هم هس
*قمركوره: كنايه از زن زشت نابينا
32و33- كنايه از اينكه سختي و راحتي، شيريني و تلخي در كنار هم هستند.

33- مرد خُنه، غم ناني،؛ اما سلطون غم يك جهاني.
*خُنه: خانه
*سلطون: پادشاه
كنايه از اينكه هر كسي كه بزرگتر و مهمتر باشد غم و مسئوليت او نيز بيشتر است

34- مثل فيل مي خوابه!!!
كنايه از افرادي كه زياد مي خوابند و خواب سنگين هستند.

35- اگر خواب خوب بود، فيل برا خودش كسي شده بود.

36- اگر بنا به رفتنه، هِمينُم بسه.
*بنا: قرار
*همينم: همين هم
كنايه از دل نبستن به دنيا و اينكه عاقبت بايد تمام اموال خود را ترك كنيم.

37-آدم خُن طِمَع رنگُش زرده.
*خن طمع:‌ طمع كار، آزمند، حريص

38- رد مورچه را تو كاسه چيني ورمي داره!!!
كنايه از انسانهاي زيرك و تيزبين

39- نرم خرد مي كنه، تِخسُم ور نیم داره.
*تِخس:‌ مزد
*تخسم:‌ مزدهم
*ورنیم دارده:‌ قبول نمي كنه
كنايه از انسانهاي درست كار و قانع وبا انصاف.

40- كلاه زير بال گذاشته.
*بال:‌ بغل
كنايه از آدمهاي فریبکاری كه وعده مي دهند ولي عمل نمي كنند.

41- تر بود، نَمُم كشيد !!!
نَمم: نَم هم
كنايه از آمدن مشکل روی مشکل مثلا كسي كه بيمارست و بيماري ديگري نيز به او مي رسد.

42- خربزه خوب دچار كفتار شده !!!
كنايه از وقتي كه مرد يا زن خوبي، همسر كسي مي شود كه ليافت او را ندارد.

43- غوره ترشه، تا بياد برسه به من نرِسه.

44- خيش هس كه زمين را مي دَرونه .
كنايه از فاميلي كه به فاميل آزار مي رساند.

45- دردُم از ناله زياده.
كنايه از زماني كه درد شديد و بسيارست.

46- آدم بدبخت و بيچاره دو جا وعده داره .
*وعده داشتن: مهمان بودن، دعوت به مهماني شدن

47- اونقده شوره كه خان هم فهميد !!!
خان غذاي شور را دوست داشت و هرچه غذاي شور مي خورد به آشپزش اعتراض نمي كرد ولي روزي غذا به قدري شور مي شود كه صداي خان هم در مي آيد و مي گويد: چقدر شوره؟
همان معني "شورش را درآوردن" را مي دهد.

48- اگر همه زني زن بود، گربه هم پنبه زن بود !!!

49- نام تو بُوَد خروس لاري آواز بلند به كُشتنُت داد .

50- تُخمُر و چلغور رو همند.
*تخمر: تخم مرغ
كنايه از اينكه خوب و بد همراه يكديگرند و يك شخص يا امري نمي تواند صد در صد بد يا صد در صد خوب باشد.

51- هَرَخت دُمبِ اُشتر اومد به زيمين.
*هرخت: هر وقت
*دمب:‌دم
*زيمين: زمين
كنايه از كار نشدني و محال

52- اين ايرادا رو به روزه، نمازُت بگير.
*ايرادا: ‌اشكال ها، ايرادها
كنايه از كساني كه ايرادهاي بسيار و بيش از حد مي گيرند.

53- دستُم خورده به ته تاپو.
*تاپو: ظرف گلي بزرگي كه براي نگهداري گندم استفاده مي شد.
كنايه از تمام شدن دارايي و مال.

54- خر نرو، چه يك فرسخ چه صدفرسخ.
كنايه از كسي كه نمي تواند عملي را انجام بدهد و ضعيف است ، حالا چه كار زياد باشد چه كم.

55- كلوقِ دور از گندمه .
*كلوق: كلوخ
كنايه از انسانهاي بي محبت.

56- خدام ميون ِگندم خط گذاشته.
*خدام: خدا هم
كنايه از رعايت كردن تساوي و عدالت

57- حسن از درد آب مُرد و حسين از درد بي آبي.

58- نون جو خوردي و زردآلو و ماست
عزراييل گفت:‌ اينُم تقصيرماست؟
*اينُم: اين هم

59- فلاني اينجا خمير كرده .
كنايه از كسي كه درمنزل كسي براي مهماني مي رود و ماندگار مي شود و نمي رود. همان معنی "کنگر خورده و لنگر انداخته" را می رساند.

60- بعد كوري و چشم درد!!!
كنايه از آمدن بلا يا ناراحتي اي كه انتظارش را نداري

61- گل يك گودالن.
كنايه از اينكه مثل هم هستند . همان معنی "سرو ته يك كرباسند" را می رساند.

62- مرد آره و زن واره.
كنايه از اينكه مرد نان آورست و زن از دارايي و اموال مرد نگهداري مي كند.

اداه دارد....

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ورود به سایت

آمار بازدید سایت

امروز95
دیروز270
هفته1856
جمع کل248259

افراد آنلاین

2
نفر

یکشنبه, 13 آذر 1401 06:03

شبکه های اجتماعی

in

telegram

 

 

 

                      

logo-samandehi